بيست و چهارمين روز از آخرين ماه سال 1324 شمسي، سالروز تولد شخصي است که خودش را وقف انقلاب و نظام اسلامي کرده بود: سيد احمد فرزند امام خميني رحمه الله . وي همزمان با اوجگيري جريانات سياسي و مسائل انقلاب اسلامي، عليرغم ميل شديد به کسب علم و دانش، وارد فعاليتهاي سياسي شد. از اين پس بود که حاج احمد آقا در کنار امام خميني رحمه الله با حفاظت از نظام و رهبري اين نظام، خودش را وقف انقلاب نمود. سند اين ادعا، کلام امام راحل است که خطاب به احمد آقا فرمودند: «تو شب و روزت را وقف انقلاب کردهاي و براي اسلام و انقلاب کار ميکني.»[1]
او آنچنان در خدمت انقلاب و امام بود که گاه خود را فراموش ميکرد. نقل کردهاند حضرت امام در بستر بيماري، خطاب به پزشکاني که به بالينش آمده بودند فرموده بود: اول احمد را دريابيد که او به مراقبت نيازمندتر از من است.[2]
مشاورِ امام
از جمله خدمتهاي مهم مرحوم حاج سيد احمد آقا به انقلاب اسلامي، قرار گرفتن وي به عنوان مشاوري خبره و در عين حال امين در کنار حضرت امام رحمه الله بود. او، ديدگاهها و پيشنهادهاي بسيار پخته و حساب شدهاي ارائه ميکرد و امام خميني رحمه الله نيز بر آن نظرات سنجيده و اثرگذار، مُهر صحت و تأييد ميزد و به مرحلة اجرا ميرسيد و انقلاب و اسلام، از برکات آن ديدگاههاي درست بهرهمند ميشد. به عنوان مثال، پيشنهاد سفر حضرت امام قدس سره از عراق به پاريس، از سوي احمد آقا مطرح شد[3] و باعث شد صداي مظلوميت ايران و امام، در دل اروپا طنينانداز و انقلاب ايران به اروپا صادر شود. بازگشت امام از پاريس به تهران، در ايام سرنوشتساز دهۀ فجر، از پيشنهادهاي مناسب احمد آقا بود.[4]
غروب مهر
مرحوم سيد احمد خميني، تا پاسي از شب 23 اسفند ماه 1373 در سلامت کامل بود و بعد از فعاليتهاي روزمره، به خواب شبانه رفت، ولي ديگر برنخاست. احمد آقا دچار ايست قلبي شده بود. زماني که پزشکان بر بالين ايشان حاضر شدند، ساعتي از ايست قلبي ميگذشت و به دنبال آن، خون به مغز نرسيده بود و احمد آقا دچار مرگ مغزي شده و فعاليت مغزي ايشان از کار افتاده بود. تيم پزشکي هر چه تلاش کرد نتيجهاي نگرفت؛ اگر چه در اثر اين تلاشها، قلب به کار افتاد و ضربان قلب به حالت طبيعي برگشت و منظم شروع به کار کرد، ولي فعاليت حياتي مغز به حالت طبيعي بازنگشت تا اينکه در روز 26 اسفندماه 1373 ضربان قلب ايشان نيز متوقف شد و يادگارِ يار به سوي او پرکشيد.[5]
[1]. مجله حضور، ش 14، ص72.
[2]. همان، ش 14، ص 184.
[3] . همان، ش18، ص409.
[4] . همان، ش18،ص386.
[5]. همان، ص 204-206.
منبع : امان