مقدمه :
استفاده از کلمات سن تزو ، استراتژیست نظامی چین باستان که اظهار می‌دارد: «وادارکردن دشمن به تسلیم بدون بهره‌گیری از نیروی نظامی، اوج مهارت است.» معمولاً به صورت جز جدانشدنی از هر سخنرانی درخصوص عملیات روانی، تبدیل شده است. با وجود این، تاریخ بشر آکنده از جنگ‌ها و نبردهایی است که این گفته سن‌تزو در آن اتفاق نیفتاده است. به عبارت دیگر می‌توان گفت سن تزو در مورد اصل بازداری ، سخن گفته است، اما هنگامی که دولت‌ها به دلیل ناکامی اصل بازداری، یا به دلیل مصالح و منافع ملی خود وارد جنگ می‌شوند، ناگزیرند از تمام سلاح‌های در دسترس خود برای پیروز شدن استفاده کنند. فنون عملیات روانی که با روش‌هایی نرم اما سهمگین، همه ادراک انسان را هدف قرار می‌دهد و او را به تغییر رفتار در میدان نبرد و دیگر عرصه‌ها وادار می‌سازد، از مهم‌ترین این سلاح‌ها به شمار می‌رود. هرچند این تاکتیک‌ها و فنون به مرور زمان و به دلیل استفاده مکرر و دستیابی به روش‌های نوین انتشار و پخش، پیشرفته‌تر شده‌اند اما همه صورت‌های مختلف آن دارای یک نقطه مشترک هستند: «هدف تمامی آنها انسان‌ است.»

چکیده :
محققان و صاحب‌نظران عملیات روانی، تا کنون تعاریف مختلفی از عملیات روانی ارائه داده‌اند اما می‌توان عملیات روانی را سلاحی روانی که با تمام قوا همه ادراک انسان را هدف قرار می‌دهد و او را به تغییر رفتار در میدان نبرد و دیگر عرصه‌ها وادار می‌سازد تعریف نمود. دولت انگلیس به عنوان استعمارگر پیر سالیان درازی به شکل‌دهی افکار عمومی مردم جهان پرداخته ولی تا کنون اطلاعات کمی در خصوص ساختار و سازمان عملیات روانی آن در اختیار محققان و دانش‌پژوهان ایرانی قرار گرفته است. هدف این مقاله شناسایی اجمالی ساختار و سازمان عملیات روانی انگلیس از ابتدای قرن بیستم تا کنون می‌باشد و به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آیا عملیات روانی در فرایند طرح‌ریزی دکترین نظامی و سیاسی  انگلیس جایگاهی دارد یا خیر؟