سازمان عملیات روانی انگلیس از گذشته تاکنون -3
جنگ جهانی اول (1914-1918م.):
در ابتدا تعداد اندکی، به خصوص در ارتشهای غربی، اهمیت عملیات روانی را درک کردند. سنت پنهانکاری و رعایت سلسله مراتب، موانع اصلی در برابر توسعههای جدید در زمینه علنیبودن به شمار میرفتند. بنابراین هنگامی که جنگ جهانی اول آغاز شد، میهنپرستی معیار تهییج و تشویق جامعه غربی به شمار میرفت و در نتیجه جایگاه و منزلتی برای تبلیغات وجود نداشت. این میهنپرستی – که در برابر تبلیغات سازمانیافته برافراشته شده بود - پدیدهای بود که از بدو تولد توسط محیط پیرامون و به صورتهای مختلف همچون تمجید نمودن از موفقیتها و دستاوردهای ملی در نبردها و دیگر موارد، به مردم آموزش داده شده بود. برای نمونه لرد کیچنر (وزیر دفاع وقت انگلیس) در حالی که دستان خود را با حرارت تکان میداد فریاد میزد: «کشورتان به شما احتیاج دارد.» توجه کنید وی از واژه کشورتان به جای کشور ما استفاده کرده است. تنها پس از انبوه کشتهشدگان در 1915م. و 1916م. در جنگ بود که بریتانیا و مقامات آن متوجه شدند تسلیحات جدید همانند تانک، هواپیما و تبلیغات مورد نیاز است تا بنبست جنگی که انتظار میرفت تا آغاز سال 1917 پایان یابد، شکسته شود. زمانی که انبوه نفرات نتوانست بر چند وجب خاک فایق آید، پس هر چیز دیگری ارزش امتحان را داشت. دلیل این تکامل آرام به سوی جایگزینی سازمانیافته تبلیغات در میدان نبرد را در جنگ جهانی اول میتوان، در چند حادثه کلیدی در انگلیس پیدا کرد:
• «در 1915م. آلمانها اعلامیههایی منتشر و در خطوط انگلیسیها پخش کردند. اما زمانی که پیشنهاد شد انگلیسیها نیز مقابله به مثل نمایند، ژنرال ویلسون ، رئیس ستاد کل فرماندهی ارتش انگلیس، با لحنی تمسخرآلود گفت: «هدف، فقط کشتن آلمانیهاست.»
• در 1916م. احضار به خدمت برای نخستین بار در انگلیس اجباری شد، این مسئله توجه وسیعتری را درخصوص توضیح فداکاری فردی، فراتر از میهنپرستی محض میطلبید. پس از آن دولت لوید جرج که نسبت به عقاید جامعه آگاهتر بود جایگزین دولت آسکوئیت شد.(ویلسون، 1940، ص 3).
• در 1917م. امریکا وارد جنگ شد اما روسیه زیرفشار جنگ داخلی و انقلاب، از جنگ کنارهگیری کرد. با نزدیک شدن چهارمین کریسمس، فرسودگی جنگ اندک اندک آشکار میشد و پیآمد آن مورد بررسی قرار گرفت و همزمان در ارتش فرانسه نیز شورشهایی آغاز گردیده و روحیه مردم در جبهه و پشت جبهه تقلیل یافت.
• در 1918م. لوید جرج، نخستین وزارت اطلاعات انگلیس را به ریاست لرد بیوربروک بنیانگذار روزنامه دیلیاکسپرس به منظور بهبود و ارتقای روحیه افراد خودی و نیروهای متفق از طریق تبلیغات، و مقابله با آن چیزی که اکنون جنگ روانی نامیده میشود، تأسیس کرد. همچنین سازمان تبلیغات ضدآلمان در کروهاوس ایجاد شد و ریاست آن به لرد نورث کلیف ، بنیانگذار روزنامهنگاری مدرن و صاحب امتیاز دیلی میل و تایمز واگذار شد.
این جداسازی تبلیغات در مورد متفقین و عوامل داخل انگلیس از یک سو و تبلیغاتی که هدف آن دشمنان انگلیس بودند از سوی دیگر، برای نخستینبار به انگلیسیها اجازه داد تا تفاوت بین هدایت تبلیغات، که در سطوح کاربردی تا حد زیادی به معنی اقناعسازی است، و نبرد روانی، که در سطوح رزمی هدایت میشود، را از هم تمییز دهند. به عبارت دیگر این امر تفاوت بین تبلیغاتی که برای جمعیت غیرنظامی طراحی شده و جنگ روانی که هدفش سربازان دشمن هستند را مشخص کرد، زیرا هنوز روشهای انتشار تبلیغات برای دستیابی به جمعیت غیرنظامی آلمان که فاصله زیادی با ارتش آن کشور در فرانسه داشتند در دسترس نبود.(لیپر، 1940، ص 12).
در ابتدا تعداد اندکی، به خصوص در ارتشهای غربی، اهمیت عملیات روانی را درک کردند. سنت پنهانکاری و رعایت سلسله مراتب، موانع اصلی در برابر توسعههای جدید در زمینه علنیبودن به شمار میرفتند. بنابراین هنگامی که جنگ جهانی اول آغاز شد، میهنپرستی معیار تهییج و تشویق جامعه غربی به شمار میرفت و در نتیجه جایگاه و منزلتی برای تبلیغات وجود نداشت. این میهنپرستی – که در برابر تبلیغات سازمانیافته برافراشته شده بود - پدیدهای بود که از بدو تولد توسط محیط پیرامون و به صورتهای مختلف همچون تمجید نمودن از موفقیتها و دستاوردهای ملی در نبردها و دیگر موارد، به مردم آموزش داده شده بود. برای نمونه لرد کیچنر (وزیر دفاع وقت انگلیس) در حالی که دستان خود را با حرارت تکان میداد فریاد میزد: «کشورتان به شما احتیاج دارد.» توجه کنید وی از واژه کشورتان به جای کشور ما استفاده کرده است. تنها پس از انبوه کشتهشدگان در 1915م. و 1916م. در جنگ بود که بریتانیا و مقامات آن متوجه شدند تسلیحات جدید همانند تانک، هواپیما و تبلیغات مورد نیاز است تا بنبست جنگی که انتظار میرفت تا آغاز سال 1917 پایان یابد، شکسته شود. زمانی که انبوه نفرات نتوانست بر چند وجب خاک فایق آید، پس هر چیز دیگری ارزش امتحان را داشت. دلیل این تکامل آرام به سوی جایگزینی سازمانیافته تبلیغات در میدان نبرد را در جنگ جهانی اول میتوان، در چند حادثه کلیدی در انگلیس پیدا کرد:
• «در 1915م. آلمانها اعلامیههایی منتشر و در خطوط انگلیسیها پخش کردند. اما زمانی که پیشنهاد شد انگلیسیها نیز مقابله به مثل نمایند، ژنرال ویلسون ، رئیس ستاد کل فرماندهی ارتش انگلیس، با لحنی تمسخرآلود گفت: «هدف، فقط کشتن آلمانیهاست.»
• در 1916م. احضار به خدمت برای نخستین بار در انگلیس اجباری شد، این مسئله توجه وسیعتری را درخصوص توضیح فداکاری فردی، فراتر از میهنپرستی محض میطلبید. پس از آن دولت لوید جرج که نسبت به عقاید جامعه آگاهتر بود جایگزین دولت آسکوئیت شد.(ویلسون، 1940، ص 3).
• در 1917م. امریکا وارد جنگ شد اما روسیه زیرفشار جنگ داخلی و انقلاب، از جنگ کنارهگیری کرد. با نزدیک شدن چهارمین کریسمس، فرسودگی جنگ اندک اندک آشکار میشد و پیآمد آن مورد بررسی قرار گرفت و همزمان در ارتش فرانسه نیز شورشهایی آغاز گردیده و روحیه مردم در جبهه و پشت جبهه تقلیل یافت.
• در 1918م. لوید جرج، نخستین وزارت اطلاعات انگلیس را به ریاست لرد بیوربروک بنیانگذار روزنامه دیلیاکسپرس به منظور بهبود و ارتقای روحیه افراد خودی و نیروهای متفق از طریق تبلیغات، و مقابله با آن چیزی که اکنون جنگ روانی نامیده میشود، تأسیس کرد. همچنین سازمان تبلیغات ضدآلمان در کروهاوس ایجاد شد و ریاست آن به لرد نورث کلیف ، بنیانگذار روزنامهنگاری مدرن و صاحب امتیاز دیلی میل و تایمز واگذار شد.
این جداسازی تبلیغات در مورد متفقین و عوامل داخل انگلیس از یک سو و تبلیغاتی که هدف آن دشمنان انگلیس بودند از سوی دیگر، برای نخستینبار به انگلیسیها اجازه داد تا تفاوت بین هدایت تبلیغات، که در سطوح کاربردی تا حد زیادی به معنی اقناعسازی است، و نبرد روانی، که در سطوح رزمی هدایت میشود، را از هم تمییز دهند. به عبارت دیگر این امر تفاوت بین تبلیغاتی که برای جمعیت غیرنظامی طراحی شده و جنگ روانی که هدفش سربازان دشمن هستند را مشخص کرد، زیرا هنوز روشهای انتشار تبلیغات برای دستیابی به جمعیت غیرنظامی آلمان که فاصله زیادی با ارتش آن کشور در فرانسه داشتند در دسترس نبود.(لیپر، 1940، ص 12).
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ ساعت 19:15 توسط anti mason
|